![]() | ![]() |

الهى، از من برهان توحيد خواهند، و من دليل تکثير.
الهى، از من پرسند توحيد يعنى چه، حسن گويد تکثير يعنى چه.
الهى، از نماز و روزهام توبه کردم؛ به حق اهل نماز و روزهات توبه اين نا اهل را بپذير!
الهى، به فضلت سينه بى کينهام دادى، به جودت شرح صدرم عطا بفرما!
الهى، عقل گويد «الحَذر الحَذَر!»، عشق گويد «العَجَل العَجَل!»؛ آن گويد دور باش، و اين گويد زود باش!
الهى، ضعيفِ ظَلوم و جهول کجا، و واحد قهّار کجا.
الهى، آن که از خوردن و خوابيدن شرم دارد، از ديگر امور چه گويد.
الهى، اگر چه درويشم، ولى داراتر از من کيست، که تو دارايى منى.
الهى، در ذات خودم متحيرم تا چه رسد در ذات تو.
الهى، نعمت سکوتم را به برکت «و اللهُ يُضاعفُ لِمَنْ يَشاء» ، اَضعافِ مضاعفه گردان!
الهى، به لطفت دنيا را از من گرفتهاى، به کرمت آخرت را هم از من بگير!
الهى، روزم را چو شبم روحانى گردان، و شبم را چون روز نورانى!
الهى، حسنم کردى، اَحسنم گردان!
الهى، دندان دادى، نان دادى؛ جان دادى، جانان بده!
الهى، همه از گناه توبه مىکنند، و حسن را از خودش توبه ده!
الهى، گويند که بُعد، سوز و گداز آوَرَد؛ حسن را به قرب سوز و گداز ده!
الهى، خودت گفتهاى «و لا تَيْاءسُوا مَن رَوْحِ الله » ، نااميد چون باشم؟
الهى، انگشترى سليماني ام دادى، انگشت سليماني ام ده!
الهى، سرمايه کسبم دادى، توفيق کسبم ده!
الهى، اگر ستّار العيوب نبودى، ما از رسوايى چه مىکرديم؟
الهى، من «الله الله » گويم، اگر چه «لا اله الا الله» گويم.
الهى، مست تو را حدّ نيست، ولى ديوانهات سنگ بسيار خورد، حسن مست و ديوانه تو است.
الهى، ذوق مناجات کجا و شوق کرامات کجا.
الهى، علمم موجب ازدياد حيرتم شده است؛ اي علم محض و نور مطلق، بر حيرتم بيفزا!
الهى، اثر و صُنع توام، چگونه به خود نبالم.
الهى، حق محمد و آل محمد بر ما عظيم است؛«اللهمّ صلّ على محمّدٍ و آل محمّد!»
منبع :الهي نامه /علامه حسن حسن زاده آملي
[29/5/1387- 4:54 ع] آيامي دانيد . . .
[29/5/1387- 4:54 ع] اس ام اس سرکاري
[29/5/1387- 4:54 ع] اس ام اس سرکاري
[29/5/1387- 4:54 ع] اس ام اس سرکاري
[29/5/1387- 4:54 ع] اس ام اس سرکاري
[آرشيو شده ها]
![]() | ![]() |