![]() | ![]() |

بسم الله الرحمن الرحيم
سلام دوست و همکار گلم
نيمه شعبان تولد آقا امام زمان رو به شما دوست گلم تبريک ميگم
اميدوارم خوب باشي و روز به روز بهتر بشي
خوب اگه دوست داري از وبلاگتون با هر چند تا که بازديد کننده داره
يه مقدار پولم به دست بيارين يه سايت جديد و جالب ميشناسم که ان شا الله خوشتون مياد به اين آدرس http://www.dorclick.com/register
از خوبياش اينه که حداقل پرداختش براي بار اول 10000 تومان هست که مي ارزه و براي گزاشتن کد تبليغاتش جاي خاصي تو وبلاگت لازم نيست
يعني تبليغاتش به صورت شناور هستن
خوبي ديگه هم داره که
عضو بشي يا يه سربزني به اين سايت خودتون بهتر و کاملتر متوجه ميشين
خوب منون مي شم نظرتون رو در مورد اين سايت http://www.dorclick.com/register به من اطلاع بدين
مشتاقانه منتظر شنيدن نظرات گرم شما هستم
منو بيخبر نزارينا
با تشکر آقاشير
التماس دعا و
در پناه حق
آيامي دانيد . . . عمراً اينارو بدوني ....... 1 . توماس اديسون از تاريکي وحشت داشت 2 . صداي اردک اکو ندارد 3 . چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است 4 . مورچه ها نمي خوابند 5 . الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد 6 . کد کشور روسيه 007 است 7 . اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي مينند 8 . ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند 9 . آدامس توسط يک فرمانده جنگي اختراع شد
اين نامه سفارشي ماندگار است به تمام جوانان از هر کيش و آيين و با هر مليت و نژاد ؛ سفارشي است از يک عالم دين به جواني که مي خواهد در امروز زندگي کند و فردا را بسازد . سفارشي است عملي براي جواني که مي خواهد از مواهب دنيا استفاده کند ، درس بخواند ، مرد اجتماع باشد ، در عين حال ديندار هم باشد و همه اينها را با هم جمع کند ...
بسم الله الرحمن الرحيم.
صادق عزيز؛ شب سه شنبه أي است که تصور مي رود، فرداي آن ما را ترک کرده به سوي آلمان، يعني کشوري که تا حد زيادي فعاليت در آن در سرنوشت تو مؤثر است، بشتابي. حالت فعلي ما را که مشاهده مي کني: شبي است و نيمه شب، همه در خواب برفتند و شب از نيمه گذشت، ميزي، چراغي، اجتماعي و سيگار همايي! تصور مي کني که اين منظره، اين صدا و اين حالت، با گذشت امشب محو مي شود؟ ابدا! خود اين ضبط صوت بهترين سند و گوياترين شاهد براي ابدي بودن موجودات در اين جهان است. صداي من را اين ضبط صوت در خود ثبت مي کند و به همراه تو، و در شبهاي تو، و در روزهاي تو، به گوش تو فرو مي خواند. جهان ما ضبط صوت بزرگي است که که صداي ما، و هر کلمه اي که از ما صادر مي شود، را ثبت مي کند. هر حالتي که از ما به وقوع بپيوندد ضبط مي کند، و هر عملي که از ما صادر شود، در خود نگه مي دارد. در قرآن به اين آيه بر مي خوريم: «و ما تکون في شأن و ما تتلوا منه من قرآن و لا نعملون من عمل الا کنا عليکم شهودا»[1]. همه افعال و اقوال و حالات، در کتاب الهي، يعني اين ضبط صوت بزرگي که همه چيز را در خود ضبط مي کند، مسجل و يادداشت ميشود. همه چيز محفوظ مي ماند تا روز حساب.
مقصود من از روز حساب نه تنها حساب قيامت است و جزاي الهي! مقصود حساب زندگي نيز هست. تصور کنيم که دو نفر راهي را مي پيمايند. اولي قدمي بر مي دارد و قدمي مي گذارد؛ گاهي مي خوابد و گاهي باز مي گردد؛ گاهي چرت مي زند و گاهي آرام مي رود. ديگري ساعات خود را هدر نمي دهد و به سوي هدف خود مي شتابد. بديهي است که دومي زودتر به مقصد مي رسد و اولي يا به هدف نمي رسد و يا ديرتر! آيا مي توان شک کرد ساعاتي که بر اين دو گذشته، و حالاتي که اين دو در اين ساعات داشته اند، در سرنوشت آنها بي تاثير است؟ چگونه مي توان فرض کرد گامي را که يکي از يان دو تن در آن لحظه برداشته اند، در حساب آخر و در روز برداشت محصول بي اثر بوده است؟
به طور کلي آنچه از ما صادر مي شود، آنچه مي گوييم و آنچه مي شنويم، مجسم و متبلور شده، و به صورت جزاي اعمال در اين جهان و آن جهان بدست ما داده مي شود. آن روز است که به تعبير قرآن مي گوييم: «ما لهذا الکتاب لا يغادر صغيره و لا کبيره الا احصاها»[2]. امتحانات خود نمونه زنده اي از حساب الهي است. و همچنين شاهد صدقي بر نتيجه اعمال ما در سعادت زندگي ماست.
تصور مي کنم که دقت در اين بحث اگر با اقتناع توأم باشد، و اگر طغيان و عنفوان جواني بر اين تفکر پرده اي نيندازد، با کمال وضوح مي بينيم، سفري را که با اين رنج براي تو فراهم شده است، ايامي را که با نهايت تلخي بر خويشان تو مي گذرد، بسيار گرانبهاتر است از آنکه به هدر رود، و يا در ترسيم آينده تو بي تأثير باشد. فکر مي کنم که اگر ممکن بود کسي تمام عمر را به تلاش و فعاليت، و به قدم برداشتن در راه حق و خير و صلاح صرف نمايد، حتما جز اين شيوه عقل و آيين منطق نبود. ولي چه بايد کرد که انسان خسته ميشود. انسان نشاط هم لازم دارد. ولي به قدري که نمکي در طعام باشد، نه آنقدر که غذا را شور کند! و نه آنقدر که هدف از زندگي انس و تفريح باشد، و درس چون آبي و چون صورتي و ماسکي بر زندگي انسان قرار گيرد.
در باره رعايت مسائل ديني، تصور مي کنم همين مقدمه اي گفتم کافي باشد. مطالعه و رعايت صلاح ابدي همان قدر مهم است که رعايت صلاح و سعادت آينده زندگي. و چه بسا سعادت ابدي بسيار پر اهميت تر از سعادت ?0 سال يا ?0 سال زندگي به حساب آيد. هر چند که اين دو مصلحت با يکديگر تفاوتي ندارند. در دين اسلام دنيا و آخرت يک مفهوم و يک واحد را تشکيل مي دهند. در قرآن کريم به اين موضوع چنين اشاره شده است: «من عمل صالحاً من ذکر و انثي و هو مومن ملنحييه حياه طيبه و لنجزينهم اجرهم احسن ما کانوا يعملون"[3]. آنانکه رفتار نيک و ايمان به خدا دارند، زندگي گوارا و جزاي آخرت مطبوع در انتظار آنان است. دنيا و اخرت در نظر اسلام از هم جدا نيست. راه صحيح راهي است که سعادت آينده انسان و سعادت ابدي او را در آن واحد، تحصيل کند. بسيار آسان است که انسان راهي را که مي رود، با قصد صالح به جاي آورد. همانطور که روزي مي گفتم، انسان نقاط گوناگون و عناصر مختلفي در وجود خود دارد. اگر بتواند راهي را انتخاب کند که تمام عناصر او ارضاء شود، آن راه موفقيت آميزتر است. چه با نيروي بيشتر و متمرکزتري به سوي هدف مي شتابد. طبيعي است که اگر از درس خواندن، کار کردن، مدرسه رفتن و حتي از خانه دار شدن و اداري بودن قصد صالح داشته باشيم، همه اين کارها را مي توانيم در سلک عبادت قرار دهيم.
عبادت به نماز و روزه منحصر نيست. پيغمبر اسلام به ابي ذر که يکي از نزديک ترين صحابه اوست مي گويد: «حتي در خواب و خوراک قصد قربت داشته باش». آري؛ خواب و خوراک از لوازم زندگي انسان است. سبب تأمين نيرو براي انسان مي شود و موجب مي گردد که انسان بتواند با نشاط بيشتري در راه خير، در راه صلاح مردم، در راه کمک به همنوع قدم بردارد. پس خواب و خوراکي که با قصد قربت و با تصميم بر کار نيک انجام گيرد، عبادت است. سفر کردن براي تحصيل، اگر با قصد قربت و قصد خدمت به جامعه و همنوع و خانواده همراه باشد، واگر به قصد حفظ حيثيت انسان و تأمين آسايش همنوعان صورت گيرد، جهاد در راه خدا محسوب ميشود. آنگاه اين قصد سبب مي گردد که انسان در اين راه با دقت بيشتري قدم بردارد. چه بسا وجود اين قصد انسان را محدود مي کند، ولي راه موفقيت آميز تر و نتيجه بخش تر است. درآيه ديگر مي خوانيم: «يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما يحييکم»[?]. دعوت پيغمبر را سبب زندگي شمرده است. با کمال تاسف متدينيين امروز معتقدند که دين فقط براي مرگ است. به اين سبب، جوانان که تصور مي کنند دين با راه زندگي، با کار و کوشش، و با تلاش براي تأمين آينده هماهنگي ندارد، از دين اعراض مي کنند. در حاليکه به طور مسلم مي توان گفت، اسلام و يا هر دين خدايي، هيچ يک از غرائز اصلي و احتياجات ضروري انسان را منع نکرده است! از خوردن و آشاميدن جلوگيري نکرده است. بلکه گفته است، راه صحيح را براي خوردن و آشاميدن انتخاب کنيد! تجاوز نکنيد! افراط در خوردن نکنيد! عينا همان ترتيب را در غريزه جنسي انسان مشاهده مي کنيم. به هيچ وجه از اين غريزه منع نشده است. در اسلام جلوگيري از اين غريزه، و ساير غريزه هاي زندگي انساني، رهبانيت ناميده شده و گفته شده است: «لا رهبانيه في الاسلام». ليکن از تجاوز به ناموس غير و از افراط در اين امر منع شده است. اين غريزه نيز مانند خوردن و آشاميدن است. بهره بردن از زيباييهاي زندگي، و بهره بردن از نعمتهاي الهي، به طور معقول و منطقي نه تنها بي اشکال است، بلکه در بسياري از آثار وارد از اهل بيت ديده ميشود که مرغوب و محبوب خداوند است. پس مي توان راهي را رفت که بدن انسان لذت برد، روح انسان شاد باشد، افکار انسان آرامش يابد، و در عين حال خويشان انسان خوشنود باشند. چه امتيازي مي شود داد به کسانيکه يک قسمت بزرگ از وجود خود، يعني فطرت خداجويي را کنار گزارند، و يا غرق در شهوات شوند، و يا از حريم اجتماع و زندگي اجتماعي کناره گيرند؟
درس بايد خواند؛ مرد اجتماع بايد بود؛ در عين حال مرد ديندار هم مي توان بود! همه اينها با هم جمع مي شوند. بلکه همه اينها يک راه است. آرامشي که در نتيجه نماز، و رضايتي در نتيجه روزه، براي انسان حاصل مي آيد، نه تنها زحمت مختصري که در راه به پا داشتن اين عبادات مي کشد را جبران مي کند، بلکه آرامش، آسايس و نوري در قلب انسان پديد مي آورد، که توفيق وي را در هدفهاي تحصيلي او نيز تامين مي کند. تصور مي کنم که با کمال وضوح مي توان دريافت، که عبادات با تمرين، بسيار آسان مي شود. انساني که خاشع بود، با کمال سهولت به عبادات مختصري که از طرف خداوند بزرگ به او تکليف شده است، گردن مي نهد.
آنچه مي توانم بر مطالب گذشته خود بيفزايم اين است، که هرگاه اشکالي در يکي از بحثهاي ديني بر تو و يا براي يکي از دوستانت پيش آمد، با نهايت خوشوقتي آمده جواب دادن به آنها هستم. اصولا اين قسمت از مکاتبات را از بهترين وظايف خود مي دانم. تو خود مي داني که در هفته متجاوز از 7 ساعت در مدارس اينجا و بيروت با جوانان سر و کله مي زنم. به آنها گفته ام که در سالن را مي بنديم، و دهانها را مي گشاييم. آنچه مي توانيد سؤال کنيد. و من آماده پاسخ دادن به آنها هستم.به نظر من، سعي در اصلاح جوانها بسيار ارزشمندتر از سعي در اصلاح بزرگسالان است. چه آنها با عبادت خوي گرفته اند. وچه از آنها اميدي براي ساختمان مستقبل (آينده) نيست. آينده ما به دست تو و امثال تو از جوانهاست. اميدواريم که از تنگ نظري قديميان، و از تندروي امروزيان، که نتيجه و عکس العمل آن افراط بوده است، بر حذر باشيد. اميدواريم که دنيايي که نسل شما مي سازد، دنيايي آزاد و آباد و آسوده باشد. دنيايي باشد که در آن عدل و حق و خير، همراه ايمان و علم ديده شود. دنيايي که ما بتوانيم ايام پيري خود را با کمال راحتي و آسايش در آن بگذرانيم، و اميدوار باشيم که فرزندانمان آينده اي سعادتمند دارند.
تو را به خدا مي سپارم، و با اين جمله از تو خداحافظي مي کنم: اميدوارم که هميشه خوش و موفق باشي، و ما را فراموش نکني! اين آيه را به وسيله اين نوار در گوش تو مي خوانم: «ان الذي فرض عليک القرآن لرادک الي معاد » [?] و الله خير حافظا و هو ارحم الراحمين. اين آيه خطاب به پيغمبر است و او را بشارت مي دهد، خدايي که قرآن را بر تو نازل و واجب کرده است، به طور حتم تو را به سرانجام مقصود مي رساند. او بهترين پناهنده و مهربانترين مهربانان است.آري؛ راهي که پيغمبر مي رود، راهي که در راه حق و خير و عدل باشد، قدمهايي که با تدبير و با علم توأم باشند، حتما به سرانجام خواهند رسيد. اين آيه براي ما تفألي است از وضع أينده تو؛ خداحافظ و نگهدار تو!
[1] سوره يونس، آيه ?1.
[?] سوره قصص، آيه 8?.
فايل صوتي اين نامه را مي توانيد اينجا بشنويد.
منبع : http://shareh.parsiblog.com/
.gif)
![]()

[29/5/1387- 4:54 ع] آيامي دانيد . . .
[29/5/1387- 4:54 ع] اس ام اس سرکاري
[29/5/1387- 4:54 ع] اس ام اس سرکاري
[29/5/1387- 4:54 ع] اس ام اس سرکاري
[29/5/1387- 4:54 ع] اس ام اس سرکاري
[آرشيو شده ها]
![]() | ![]() |